_بچه مثبت قد متوسطی دارد با چشم های قهوه ای (در مواردی چشم روشن هم دیده شده است)
_بچه مثبت فرق باز نمی کند،ژل نمی زند،هیچ وقت مدل تیفوسی و تن تنی و.... را روی کله اش امتحان نکرده است. موهایش را به یک طرف سرش شانه می کند و می خواباند.
_بچه مثبت پیراهن پارچه ای ساده ای می پوشد،گاهی چهارخانه و راه راه،گاهی وقت ها که غلظت آلاینده خلافش بالا بزند،آستین کوتاه هم می پوشد. در بیشتر موارد شلوار پارچه ای راسته می پوشد،گاهی کتان و در موارد بسیار معدودی شلوار جین. او تا حالا شلوار هفت هشت جیب نپوشیده است!
_کفش های بچه مثبت از همین کفش های چرمی مردانه است،گاهی هم کفش های ورزشی می پوشد،اما نه در رنگ های عجیب و غریب. کمربند می بندد و ساعت بند چرمی!
_بچه مثبت کتاب می خواند.هفته ای یکی دو تا هم نشریه می خرد. گاهی وقت ها شعر می گوید یا داستان می نویسد.بچه مثبت خلاف نیست. پایش را از محله بیرون نمیگذارد. پاتوقش نه زیر چراغ برق است نه سالن بدنسازی،نه کافی نت.
خیلی که دست از پا خطا کند می رود کتابخانه یا ویدیو کلوپ!
_کسی به بچه مثبت سیگار تعارف نمی کند،پیشنهاد های این چنینی را هم رد میکند. اصولا اهل خلاف ملاف نیست
_بچه مثبت گاهی عاشق می شود. از همان اول هم به ازدواج فکر میکند.بلد نیست نامه عاشقانه بنویسد.بنابراین از شعر زیاد استفاده می کند.
_معدل بچه مثبت الف است.جزوه هایش مرتب و همیشه توی کلاس ردیف اول می نشیند.
بچه مثبت فکر میکند دو دره یعنی اتاقی که دو تا در داشته باشد.

تقلب: یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن و این کاره بودن فرد امتحان دهنده نوعی هلو بپر تو گلو که به توجه به درجه درایت و تیزی استاد و مراقبان می تواند هلویش از هسته دار و خاردار تا آب هلو با طعم موز و عشق و حال متغیر باشد.
بیراهه ای است که اتفاقا آخرش به هدف ختم می شود!
شب امتحان: شب تلخ، شب ظلمانی یلدا، شب سوانح و سوختگی نا کجا آباد دانشجو، شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آور تر میشوند. در این شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را نوش جان میکند.
یک نوع زلزله میان روزهای سال.
شب چشمهایش پف کرده و دهان کف کرده.
شب رقص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر سلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو.
جزوه: یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابر و باد ومه و خورشید و اینا دانشجو را به سمت پاس شدن درس هل میدهد.
چکیده ی دانش تاریخ مصرف گذشته ی استاد.
وسیله ای که به طور معمول دانشجو با آن سر کار گذاشته می شود.
تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.
قوت قلبی که عاقبت آفت قلب می شود.
مراقب: موجودی ستمکار که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد. نمایشگاه ضد حال .
موجودی که روی سینه اش نوشته شده: من مراقبم، شما چطور؟ یک نوع تله موش زنده.
روز امتحان: لحظه ای که در آن دانشجو می خواهد سر به تن عالم و آدم نباشد.
روزی که در آن نگاه ها عمیق می شوند.
روزی که در آن دوست و دشمن با هم و در کنار هم به قربانگاه می روند.
نمره: تبلور میزان دانش، مهارت و دو دره بازی دانشجو، بها نه ای همیشگی برای اعتراض!
سوال: یک نوع شعور سنج استاد و دانشجو.
کلمات نفرت انگیزی که به نوبت و تک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو می روند و لحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش واقف تر میکند. انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیر است.
استاد: منبع علم، مولد دانش، نیروگاه انسانیت، تبلور دانایی، کوه توانایی، مایه ی افتخار ما بابا تو دیگه کی هستی، خود صفا، دارنده انواع و اقسام شفاء ، ضد جفاء ، یاری دهنده ضعفاء.